عمومی
موضوعات داغ

چرا اهمال کاری می‌کنیم؟ چگونه با آن مقابله کنیم؟

سلام من بهزاد بهارلو هستم. از زمانی که به یاد دارم شناختی از خود پیدا کردم دچار اهمال کاری از نوع شدید بودم و هستم. در پرسنامه اهمال کاری استیل امتیاز من 55 از 60 شد. میتوانید تصور کنید که با چه شخصیتی روبرو هستید!! چند وقتی میشه که به دنبال رفع این معضل هستم. راه‌های گوناگونی امتحان کردم و راه‌های بسیار دیگری هم امتحان خواهم کرد (البته شاید)این مقاله خوب در مورد اهمال کاری را از وب سایت فوربس دیدم. سعی کردم به زبان خودمانی با استفاده از گوگل ترنسلیت و کمی دست و پا شکسته ترجمه کنم ممکن است متن دارای خطای ترجمه باشد اگر شما خطایی در ترجمه متن مشاهده کردید می‌توانید با من در میان بگذارید. همچنین برای مطالعه مطلب اصلی به این آدرس مراجعه کنید، اگر هم حالشو نداشتید ادامه مطلب را بخونید. در صورت صلاح‌دید می‌تونید بعدا یا هیچ وقت این مطلب رو نخونید بهرحال شما هم به نوعی دچار اهمال کاری هستید که پیگیر راه درمان آن شدید.

منبع اصلی:  Why You Procrastinate, and How to Stop It. Now

ما گاه به گاه تعلل می کنیم. بعضی اوقات این چیزهای مربوط به دنیا مادی است مانند: مرتب کردن پرونده های قدیمی ، تطبیق صورت حساب ها یا مرتب کردن کمد لیاس‌ها. اما اغلب موارد زندگی ما بزرگتر هستند که نیاز به زمان و تعهد بیشتر دارند و ما را در معرض خطر ناکامی ، احمق بودن و احساس آزردگی قرار می دهند.

چیزهایی مانند به روز کردن رزومه ما برای جستجوی شغل جدید ، رویارویی با شرایطی که وزن ما را پایین می آورد یا دنبال برآورده کردن آرزوی طولانی مدت خود هستیم.

البته مردم با انواع مختلفی از دلایل خلاقانه‌ای که بوجود می آورند می‌گویند که چرا امروز، الان زمان مناسبی نیست. بیش از حد شلوغ است . خیلی احتمال شکست دارد، خیلی استرس دارد، خیلی خطرناک است خیلی نا مطمئن هستم بیش از حد بی تجربه هستم. خیلی قدیمی است، خیلی تازه است یا بیش از حد مخرب است. بعضی اوقات این دلایل معتبر هستند.

اما بیشتر اوقات آنها به سادگی بهانه ای برای انجام ندادن کار واقعی هستند و این انجام ندادن کارها در کار و زندگی ما احساس ناراحتی و تجربه ناخوشایندی بوجود می‌آورند.

هسته اصلی این احساس ناراحتی از ترس است. آن احساسات قدرتمند و ذاتی که دلیل وجود آن محافظت از ما در برابر درد (از جمله دردهای عاطفی) است و ما را از هرچه درک کند ترغیب می کند ، ممکن است احساس خودمان را تهدید کند ، غرور ما را صدمه ببیند ، یا جهان ما را فریب دهد. با این حال ، بدون کنترل باقی مانده است ،
این ترسها می توانند ما را به این امید سوق دهند که اگر به اندازه کافی طولانی به تعویق بیفتیم ، وضعیت ما بهبود می یابد ، یا بدگویی های ما به طرز جادویی تبخیر می شوند و با وضوح و شجاعت جدید جایگزین می شوند. ما به خودمان می گوییم که “یک روز” ما آماده تغییر خواهیم بود ، یا فرصتی می گیریم. که “یک روز” زمان بهتر خواهد شد ،
اعتماد به نفس ما قوی تر است ، شرایط ما آسان تر است.

آن احساسات قوی و غریزی که دلیل آن برای محافظت از ما در برابر درد (از جمله تنوع احساسی)است و ما را از هر چیزی که درک می‌کند، تهدید می‌کند، غرور ما را آسیب می‌زند، و یا دنیای ما را به لرزه می‌اندازد.

منبع
وب‌سایت فوربس
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن